محمود الشهابي الخراساني
4
ادوار فقه ( فارسي )
و در آن نشاه ، و در روح و در جسم ، و در فرد و در جمع ، شايستهء رسيدن به كمال و سعادت گردد . و هم بر بيان معاد بشر و اظهار چگونگى منازل و مقامات و مشاهد و درجات ايشان پس از حشر در آن عالم . اين سه قسمت كه هدف كلى و اساسى قرآن مجيد است گاهى بطور مستقيم ، گاهى در طى امثال ، گاهى در ضمن تاريخ ، گاهى بر وجه قصه ، وقتى به زبان امر و نهى و تكليف ، بارى بر سبيل بشارت و انذار ، زمانى بطريق سرزنش و توبيخ و بالجمله با بيانهايى مقتضى مقام و كلماتى در خور افهام به عباراتى گوناگون از اين هدف تعقيب شده و از آن تعبير به عمل آمده است تا در نتيجه آن را كه عنايت ازلى مقدر فرموده به كمال دو جهان فائز و به سعادت حقيقى نائل آيد . آياتى كه به احكام فقهى و تكاليف عملى ارتباط دارد و بايد براى استفادهء فقيه ، يا ناظر در تاريخ فقه ، در يك جا جمع گردد شايسته آنست كه تقسيم و طبقه بندى متناسبى براى آنها در نظر گرفته شود . اين طبقه بندى از لحاظهايى مختلف ممكنست منظور گردد في المثل : 1 - آياتى كه زمان و مكان و مناسبات صدورى آنها معلومست و آنها كه معلوم نيست « 1 » . 2 - آياتى كه در پاسخ سؤال نازل گشته و آنها كه بىسابقهء سؤال و ابتدائى نزول و صدور يافته است « 2 » .
--> « 1 » احكام معلومه مانند قسمتى كه در جلد اول اين تأليف ياد گرديد از قبيل نماز و روزه و جهاد و حج و غير اينها ، غير معلومه مانند قسمتى از آن چه در اين جلد بعنوان استدراك آورده مىشود . « 2 » احكام مسبوقه به سؤال مانند آيهء 175 از سورهء نساء * ( يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّه يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ : إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَه وَلَدٌ وَلَه أُخْتٌ الآية كه شايد پس از نزول آيهء 15 از همان سوره * ( ( وَإِنْ كانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَلَه أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ واحِدٍ الآية ) و سؤال از آن نازل شده باشد و مانند آيهء سؤال از « شهر حرام » و مانند آيهء سؤال از « خمر » و « ميسر » و آيهء سؤال از « محيض » و غير اينها كه بيشتر از اين قبيل است . احكام غير مسبوقه به سؤال مانند حكم نماز * ( ( وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْها الآية ) و احكامى ديگر كه در طى نقل آيات احكام خواهد آمد .